پیامامونوچک میکنم شباچندباری

نتایج جستجو برای عبارت :

پیامامونوچک میکنم شباچندباری

سلامآخرین روز سال 98روز ابری و افتابی و بارونی و براق و درخشان از نیمه گذشته بی بی جان و همسر جان خوابنناهار قیمه از فریزر و برنج هم در حال دمیدن و سیب زمینی در حال سرخ شدن و مواد کیک آماده برای فردامنم چای ریختم و نشستم کنارشون دارم یادداشت ميکنمخدایاجانم برای همه چیز ممنونم هزار هزار هزار بار هم کمه خودت به بزرگیت ببخش ناتوانیه منو در شکر کردنبغلت ميکنم و میبوسمت برای همه چیزبرای بی بی جانم برای همه لحظه هایی که برامون آفریدی کنارش برای همی
سلامآخرین روز سال 98روز ابری و افتابی و بارونی و براق و درخشان از نیمه گذشته بی بی جان و همسر جان خوابنناهار قیمه از فریزر و برنج هم در حال دمیدن و سیب زمینی در حال سرخ شدن و مواد کیک آماده برای فردامنم چای ریختم و نشستم کنارشون دارم یادداشت ميکنمخدایاجانم برای همه چیز ممنونم هزار هزار هزار بار هم کمه خودت به بزرگیت ببخش ناتوانیه منو در شکر کردنبغلت ميکنم و میبوسمت برای همه چیزبرای بی بی جانم برای همه لحظه هایی که برامون آفریدی کنارش برای همی
بعد یه هفته استراحت از تهران دارم برمیگردم با اینکه هیچ انگیزه ای برای برگشت ندارم ولی دبگه هر کی باید خونه خودش باشه دیگه شرایط جدید محاسباتم رو بهم ریخت کبک بیدار شد و سوپرایزم کردسوپرایز خفن سال 98 بود در واقع ?? هدف و انگیزه لازمم شدیدکار ميکنم ولی این کار، کار من نیست زندگی ميکنم ولی این مدلی. تصمیم من نیست انتخاب های ریسکی این نتایج هم داره با خودش ممکنه 0 درجه عکس ایده آلت نتیجه بگیری تو جاده م الان میرم یکم از جاده لذت ببرم با شادمه
 
گاه گاهی با خودم نامهربانی ميکنمبا خودم لج ميکنم باغم تبانی ميکنممی نشینم چای می نوشم کنار پنجرهبی کسی های خودم را دیده بانی ميکنمآب می ریزم به روی خاک گلدانهای خشکآب پاش خانه را دارم روانی ميکنمچشم میدوزم به دستانی که در دست تو بودخاطرات رفته ام را بازخوانی ميکنمبی نشانی رفتی و دلتنگ ماندم چاره چیستنامه ها را می نویسم بایگانی ميکنمحالا که خودت اینجا کنارم نیستیدرکنار عکس تو شیرین زبانی ميکنم
 
گاه گاهی با خودم نامهربانی ميکنمبا خودم لج ميکنم باغم تبانی ميکنممی نشینم چای می نوشم کنار پنجرهبی کسی های خودم را دیده بانی ميکنمآب می ریزم به روی خاک گلدانهای خشکآب پاش خانه را دارم روانی ميکنمچشم میدوزم به دستانی که در دست تو بودخاطرات رفته ام را بازخوانی ميکنمبی نشانی رفتی و دلتنگ ماندم چاره چیستنامه ها را می نویسم بایگانی ميکنمحالا که خودت اینجا کنارم نیستیدرکنار عکس تو شیرین زبانی ميکنم
آقاجون مرد و من روی برگه اعلامیه هایش "فوت موقت" را نوشتم. همیشه میگفت: مرد کوه درده!
یاد پدرانمان به خیر، این روزها که کشاورزی ميکنم، مینویسم، برای شکوفه درختان ذوق ميکنم، آتش روشن ميکنم، بوی دود میگیرم، بوی پدرانم را. دلم غنج میرود.
این عادتِ نوشتن رو قبلترها داشتم و الان با وجوده منحوسِ اپلیکیشنهای مختلف این عادت دود شده رفته هوا. پست قبلی برام مثل یجور حرف زدن تو رادیوی محلی وبلاگم بود، هستین؟ نیستین؟ برا خودم تو دیوار حرف بزنم؟ یا کسی هست؟ این روزا که کسی لازمه برای شنیدن، نمیخام دیالوگی برقرار بشه،  همون یدونه کامنته بدون اسم که مادرشدن رو بهم تبریک گفت یعنی هنوز اینطرفا رهگذری عبور میکنه. قبلنا میومدیم حرف میزدیم، میبریدیم و میدوختیم. این قبلنا میشه ده دواز
این عادتِ نوشتن رو قبلترها داشتم و الان با وجوده منحوسِ اپلیکیشنهای مختلف این عادت دود شده رفته هوا. پست قبلی برام مثل یجور حرف زدن تو رادیوی محلی وبلاگم بود، هستین؟ نیستین؟ برا خودم تو دیوار حرف بزنم؟ یا کسی هست؟ این روزا که کسی لازمه برای شنیدن، نمیخام دیالوگی برقرار بشه،  همون یدونه کامنته بدون اسم که مادرشدن رو بهم تبریک گفت یعنی هنوز اینطرفا رهگذری عبور میکنه. قبلنا میومدیم حرف میزدیم، میبریدیم و میدوختیم. این قبلنا میشه ده دواز
سئو سایت  اما مراد از سئو وبسایت برای موتورهای جست و جو به عبارتی گوگل میباشد. زیرا همانطور که میدانید در مملکت ما بیش تر از 99 درصد اشخاص از گوگل برای رفع نیاز خویش به کارگیری می‌کنند. و انگیزه اصلی ما سئو وبسایت مان برای گوگل میباشد. هر چندین که به تازگی موتور جست و جوی‌بار مایکروسافت با اسم بینگ هم پاره ای مهم شده‌است ولی خیر خیلی! گوگل میباشد که به seo معنا میدهد. در واقعیت تمامی ما همت میکنیم تا وبسایت مان را در کلماتی که مرتبط
دانلود آهنگ جدید ماکان بند به نام دلمو یدDownload New Music Macan Band – Delamo Dozdidماکان بند دلمو یدعاشقی یعنی همه ی دلت مال یکی باشه یعنی بین عقل و دلت واسه انتخابش حرفی نباشهعاشق بشی میفهمی که چی میگم کنار تو انگاری یکی دیگم زندگیم با بودنت چیزی کم ندارهشهرو بالا پایین ميکنم تا تورو پیدا کنم هر کاری ميکنم تا خودمو توی دل تو جا کنمبرای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .دانلود آهنگ با کیفیت 128
هروقت مادرم رو بغل ميکنم یاد اون طفلونکیها میوفتم و گریه ميکنم
من گریه ميکنم
مادرم گریه میکنه
همدیگرو بغل میکنیم،محکمه محکمو از خدا طلب ارامش داریم برای عزیزانی که عزیزهاشونو از دست دادن
تا قبل از اینکه بیام ایران،تنهایی اشکهام میریختالان تو بغل مادرم اشکهام سرایز میشه
اولین باریه که اومدم ایران و هم ذوق ميکنم و هم گریه.با لبخندِ نه از ته دل
خدایا صبرمون بده.
 
هروقت مادرم رو بغل ميکنم یاد اون طفلونکیها میوفتم و گریه ميکنم
من گریه ميکنم
مادرم گریه میکنه
همدیگرو بغل میکنیم،محکمه محکمو از خدا طلب ارامش داریم برای عزیزانی که عزیزهاشونو از دست دادن
تا قبل از اینکه بیام ایران،تنهایی اشکهام میریختالان تو بغل مادرم اشکهام سرایز میشه
اولین باریه که اومدم ایران و هم ذوق ميکنم و هم گریه.با لبخندِ نه از ته دل
خدایا صبرمون بده.
 

خونه که بخرم ، اولین کاری که ميکنم اینه که چهارتا از موزاییک های کف حیاط رو ميکنم ی درخت گیلاس میکارم توش تا کلِ بهار حظشو ببرم !ی تخت چوبی میزارم زیر سایه ی یکی درمیون شکوفه هاش یکی از اون قالیچه خودمونی هارو از زیر زمین بیرون میکشم و پهن ميکنم روش فکر کنی بشینی پاهاتو دراز کنی و تکیه بدی به پشتی و کِیف که باد داره از لابلای انگشتای پات میگذره و کل جونت خنک بشه   وقتی ام که تابستون شد و بار داد باهاش مربای گیلاس درست ميکنم قوری چینی خا
هر شب تصمیم میگیرم ار فردا دیگه ادم میشم و صب ۸ پا میشم ورزش ميکنم 
بعد چیی میشهه ۱.۵ میخابم فرداش ۱۰ پامیشم میگن بدو صبحونه بخور میزو جم نکردیم برا تو پنیرا خرای میشن
میرم صبحونه میخورم بعد دیگه که نمیشه ورزش کرد صب ميکنم تا نیم ساعت اینا برن پایین تو این تیم ساعت یه کاری رو شروغ ميکنم تا ناهار مشقولم بعد دوباره این چرخه تکرار میشه
و این جوری شده مه ۲ روزه هز کاری ميکنم نمیشه 
 
پ.ن
این که عنوان به متن نمیخوره برا اینه که قرار نبود متن این باشه
هر شب تصمیم میگیرم ار فردا دیگه ادم میشم و صب ۸ پا میشم ورزش ميکنم 
بعد چیی میشهه ۱.۵ میخابم فرداش ۱۰ پامیشم میگن بدو صبحونه بخور میزو جم نکردیم برا تو پنیرا خرای میشن
میرم صبحونه میخورم بعد دیگه که نمیشه ورزش کرد صب ميکنم تا نیم ساعت اینا برن پایین تو این تیم ساعت یه کاری رو شروغ ميکنم تا ناهار مشقولم بعد دوباره این چرخه تکرار میشه
و این جوری شده مه ۲ روزه هز کاری ميکنم نمیشه 
 
پ.ن
این که عنوان به متن نمیخوره برا اینه که قرار نبود متن این باشه
خیلی بیشتر از اونکه فک کنم به دوست وابسته‌ام تمام زندگی من حول محور دوست میچرخه.
من همیشه فکر ميکنم یه جور دیگم.ولی در واقع اشتباه فک ميکنم.چرا درست خودمو نمیشناسم؟
فک ميکنم عاشق تنهاییم در صورتی که تنهای تنهام دووم نمیارم من همیشه به یه نفر نیاز دارم.نه ده نفر ولی یه نفر باید باشه.
مثلا الان که دوستم سرش خلوت نیست حالم خیلی بده.
یعنی همه چیز به خیر میگذره؟
خیلی بیشتر از اونکه فک کنم به دوست وابسته‌ام تمام زندگی من حول محور دوست میچرخه.
من همیشه فکر ميکنم یه جور دیگم.ولی در واقع اشتباه فک ميکنم.چرا درست خودمو نمیشناسم؟
فک ميکنم عاشق تنهاییم در صورتی که تنهای تنهام دووم نمیارم من همیشه به یه نفر نیاز دارم.نه ده نفر ولی یه نفر باید باشه.
مثلا الان که دوستم سرش خلوت نیست حالم خیلی بده.
یعنی همه چیز به خیر میگذره؟
یا خالق کل مخلوق
 
این چه بیماری ایه که من مدتهاست عمیقا احساس  ميکنم احتیاج به یه مدت بی کاری و فکر و تمرکز دارم، اما حالا که همه جا تعطیله هم انقدر کار برای خودم درست ميکنم که یه دقه ذهنم نتونه آروم باشه؟
قبلا فکر میکردم مشکل از ریتم زندگیه؛ الان فهمیدم مشکل خود منم، منتها بلد نیستم چطوری رفعش کنم.
 
پ.ن :
۱. خدایا از دست خودم پناه میبرم به تو، این چیه خلق کردی واقعا؟
۲. به چیز های درست و حسابی هم فکر ميکنم اما حتی برای نوشتن اونم فرصت پیدا نکرد
وقتی آخر هفته میشه و به این فکر ميکنم هفته ی بعدی باید چکارهایی انجام بدم مخصوصا اگه هفته پر مشغله ای داشته باشم حس دلشوره میاد سراغم
و اینجاست که آرامشم زیر سوال میره
البته سعی ميکنم که اصلا بهش فکر نکنم و فقط عملکرد امروزم خیلی خوب باشه و میدونم که فکر کردن به آینده هم امروزتو تحت تاثیر قرار میده و هم انرژیتو برا کارهای آینده کاهش میده
پس اول باید امرزمو بسازم تا فکرم از بابت آینده راحت باشه 
فکر ميکنم اکثر نگرانی هامون بخاطر کارای نصفه نی
وقتی آخر هفته میشه و به این فکر ميکنم هفته ی بعدی باید چکارهایی انجام بدم مخصوصا اگه هفته پر مشغله ای داشته باشم حس دلشوره میاد سراغم
و اینجاست که آرامشم زیر سوال میره
البته سعی ميکنم که اصلا بهش فکر نکنم و فقط عملکرد امروزم خیلی خوب باشه و میدونم که فکر کردن به آینده هم امروزتو تحت تاثیر قرار میده و هم انرژیتو برا کارهای آینده کاهش میده
پس اول باید امرزمو بسازم تا فکرم از بابت آینده راحت باشه 
فکر ميکنم اکثر نگرانی هامون بخاطر کارای نصفه نی
یا ستار العیوب
دارم فکر ميکنم یه آدم چقدر توان اشتباه کردن داره؟
این حجم از توانایی تو اشتباه کردن و به اشتباه انداختن واقعا عجیب میشه گاهی.
دارم فکر ميکنم خدا چطوری همه ی اینا رو میبینه و باز تحملم میکنه، اگر صداش کنم باز بهم گوش میده، وقتی فرصت ها رو به بدترین شکل نابود ميکنم اگر پشیمونیم رو ببینه بازم بهم فرصت میده، چطوری ازم خسته و ناامید نمیشه وقتی حتی خودمم از دست خودم خسته م.
همین_
هلو اوری بادی و هپی نیو یرسلاملیکومسال جدید روزگارتون خوش باشه و شاد باشین دلتون به عزیزانتون گرم جیباتون فول او مانی خدا کنه این ویروس هپلی بی تربیت زودتر جم کنه بره البته اگه برخی از هموطنان . شعور انقد بازی در نیارنلطفا جای خالی رو با کلمات مناسب پر کنید خوب از نصفه موندن پست قبلم معلومه که چقد دارم بی بی جان داری مینومایم حتی نشد جملم تموم شه خخخهف سینمو از شب قبل سال نو بعد از خوابوندن بی بی جان چیدم و البته سبزه ای که همسرجان و
هلو اوری بادی و هپی نیو یرسلاملیکومسال جدید روزگارتون خوش باشه و شاد باشین دلتون به عزیزانتون گرم جیباتون فول او مانی خدا کنه این ویروس هپلی بی تربیت زودتر جم کنه بره البته اگه برخی از هموطنان . شعور انقد بازی در نیارنلطفا جای خالی رو با کلمات مناسب پر کنید خوب از نصفه موندن پست قبلم معلومه که چقد دارم بی بی جان داری مینومایم حتی نشد جملم تموم شه خخخهف سینمو از شب قبل سال نو بعد از خوابوندن بی بی جان چیدم و البته سبزه ای که همسرجان و
تو این شرایط کرونایی حس و حال ماهم عجیبه
به مهدی میگم حس ميکنم دارم وسط یه فیلم هالیوودی زندگی ميکنم!
+ این منم ک دارم وسط این همه تشویش جهان ذره ذره دلمو میبازم.
+باید برم ازش بپرسم عایا از پیشرفت احساسی راضی هستی؟ :/ یا زیرشو زیادتز کنم؟ :دی
تو این شرایط کرونایی حس و حال ماهم عجیبه
به مهدی میگم حس ميکنم دارم وسط یه فیلم هالیوودی زندگی ميکنم!
+ این منم ک دارم وسط این همه تشویش جهان ذره ذره دلمو میبازم.
+باید برم ازش بپرسم عایا از پیشرفت احساسی راضی هستی؟ :/ یا زیرشو زیادتز کنم؟ :دی
تو این شرایط کرونایی حس و حال ماهم عجیبه
به مهدی میگم حس ميکنم دارم وسط یه فیلم هالیوودی زندگی ميکنم!
+ این منم ک دارم وسط این همه تشویش جهان ذره ذره دلمو میبازم.
+باید برم ازش بپرسم عایا از پیشرفت احساسی راضی هستی؟ :/ یا زیرشو زیادتز کنم؟ :دی
استرس وحشتناکم بهم اثبات کرد ک اشتباه ميکنم
راه رفتن کنارش حس خوبی داشت
از نگاه کردن بهش حس خوبی داشتم
وقتی از دهنش پرید جان و هول شد من هم چیزی تو وجودم جابجا شد
وقتی ابراز علاقه میکرد پشت هم از خجالت سرم پایین بود
و وقتی بیخود و بی جهت هی ازم تعریف میکرد خندم شدت میگرفت
خیلی خیلی فکر کردم
و وقتی تمام این ماه هارو مرور ميکنم
وقتی واکنش ها و برخورد هاتو تحلیل و مقایسه ميکنم
فقط ب این شعر میرسم:
بیرون ز تو نیست آنچه میخواسته ام
فهرست تمام آرزوها
استرس وحشتناکم بهم اثبات کرد ک اشتباه ميکنم
راه رفتن کنارش حس خوبی داشت
از نگاه کردن بهش حس خوبی داشتم
وقتی از دهنش پرید جان و هول شد من هم چیزی تو وجودم جابجا شد
وقتی ابراز علاقه میکرد پشت هم از خجالت سرم پایین بود
و وقتی بیخود و بی جهت هی ازم تعریف میکرد خندم شدت میگرفت
خیلی خیلی فکر کردم
و وقتی تمام این ماه هارو مرور ميکنم
وقتی واکنش ها و برخورد هاتو تحلیل و مقایسه ميکنم
فقط ب این شعر میرسم:
بیرون ز تو نیست آنچه میخواسته ام
فهرست تمام آرزوها
استرس وحشتناکم بهم اثبات کرد ک اشتباه ميکنم
راه رفتن کنارش حس خوبی داشت
از نگاه کردن بهش حس خوبی داشتم
وقتی از دهنش پرید جان و هول شد من هم چیزی تو وجودم جابجا شد
وقتی ابراز علاقه میکرد پشت هم از خجالت سرم پایین بود
و وقتی بیخود و بی جهت هی ازم تعریف میکرد خندم شدت میگرفت
خیلی خیلی فکر کردم
و وقتی تمام این ماه هارو مرور ميکنم
وقتی واکنش ها و برخورد هاتو تحلیل و مقایسه ميکنم
فقط ب این شعر میرسم:
بیرون ز تو نیست آنچه میخواسته ام
فهرست تمام آرزوها
چشم تو چشم هم نشستیم و زل زدیم به چشم و عمق وجودمون. 
گن با تمام وجودم میگم و تو با تمام وجودت میشنوی. 
من نگاه ميکنم تا ابد یادم بمونه و تو نگاه میکنی تا من نگاهتو در ذهنم حک کنم. 
نمیدونم پس نگاهت چیه ولی آدم عاشق مطمئنا همه چیو میفهمه. 
 
 
 
کم کم دو روح به هم نزدیک میشت و حس و حال همو تجربه میکنن و میفهمن که خواسته هاشون چیه و آهسته آهسته میشن یکی. 
من به خودم نگاه ميکنم و تو به خودت. یعنی ما. 
این آغازی هست که من و تو نیستیم و دو جسم با یک نگا
سلام شازده!
از تایپ خوشم نمیاد اما از تو وبلاگ نوشتن چرا! این روزا هیچ دل و دماغ دانشگاه ندارم.دل و دماغ برنامه ریزی و دوره ی درسا دل و دماغ درس خوندن حتی دل و دماغ تفریح کردن. دلم میخواد یه داستان مفصل بنویسم خودمو بذارم شخصیت اصلیش بعد براش یه دنیای متفاوت بسازم. شاید توی قصه ی متفاوتی که میسازم پدرم گلفروش باشه و کمکش کنم. شاید تو قصه ی متفاوتی که میسازم شجاعتشو داشته باشم که عاشق باشم که واقعی عاشق باشم، شجاعتشو داشته باشم که بد باشم شجاعتش
_شارژ گوشیم تموم شده و خونه ی مامانمم، شارژر هم نیوردم دیگه از بی گوشی ای اومدم پای لپ تاب، اول گوگلو باز کردم، بعد خبرگزاری فارس، بعد صفحه اول بلاگفا . لابه لای صفحات بروز شده ی بلاگفا، دلم بلاگِ بروز شده خاست. چند تا از پست های یه دختری که پزشکی تازه قبول شده رو خوندم، چه خوبن آدماییکه هنوز وب مینویسن، یه کشفی ام کردم انگار آدم جوونتره بیشتر میل به بیرون ریزی و حرف زدن داره، بیشتر که زندگی میکنی میبینی اشتباه میکردی که فکر میکردی با حرف زدن
متن آهنگ خواهش محمد ملک پور
این همه تنهایی واسه من مبهم بود تنها ردپای تو نوی دنیام کم بود.
کاش میتونستم تورو میگرفتم از خودت عاشقت میشدمو پا میزاشتم تو دلت
کی تورو ازم گرفت کس منو دیوونه کرد
از تو خواهش ميکنم که فقط زود برگرد
من دیوونه دلو باتو رامش ميکنم
تو فقط زود برگرد(ازتو خواهش ميکنم
تا کجا بدون تو با خودم حرف بزنم از خیال تو تو بگو چجوری دل بکنم
تا کی صبر بکنم‌تا به من برگردی تو فقط بگو چرا منو تنها کردی
کی تورو ازم گرفت کی منو دی
1. با پدرم میگویم نکند کرونا بگیریم و خانوادگی به رحمت ازلی نایل بشویم. با ریشخند میگوید: بادمجان بم آفت نداره!
2.این روزها دارم خانه تکانی ميکنم. این سر و آن سر خانه را گرفته ام و محکم میتکانم. من باید این وسواسم به خانه را کم کنم و قرار بگذارم که دیگر وقتم را برای این کارها تلف نکنم. صرفا نظافت! نه خانه تکانی! اینکه سالی چندبار ذهنم را واقعا درگیر و کلافه این اتاق و زندگی ميکنم یک نوع وسواس است فکر کنم!
3. فهمیدم از بس دارم وقت صرف این ميکنم که قفسه
برف پارو ميکنم، برف مویت را بیا پارو کنم با دستشصت را که بگذرانی، میشوی دلخواه تر، سرمستتابِ تابستان نداری، مردِ مردستان،زمستانیِ نابی تومن زنِ تیرم، کمان آماده، بی آزار بهمن میشوم با توبده دستانِ سردت را، برایت تا سحر ها ميکنم،ها هاجواب حرفهایت تا سحر با این بهانه میشود : ها ها زمستان جان اذان شد، وقتِ قامت بستن ات با روزدو رکعت شعرِ ثالث را به جا آور، بخوان با سوز.                         فهیمه مستفشار
 
واحد بالاییمون یک بچه زیر 5-6 سال داره
که میدونیم خودش نمیتونه بفهمه که انقد سروصدا نکنه
مامان بابا که داره:|
چرا نمیفهمن که خیر سرشون طبقه اول ست نمیکنن؟!!
 
از این به بعد بچه خوبی میشم
از این به بعد هرکاری که خجالت میکشیدم که نکنمشونم رو هم ميکنم.
همم کامنتای اینجا رو باز ميکنم
همم میرم آدرس اینجا رو دوباره میزارم!
 
ولی نمیتونم بااون ارتباط برقرار کنم و کلا تو این راه قدم بردارممن به اندازه کافی رفتم جلو جدا:|
 
 
واحد بالاییمون یک بچه زیر 5-6 سال داره
که میدونیم خودش نمیتونه بفهمه که انقد سروصدا نکنه
مامان بابا که داره:|
چرا نمیفهمن که خیر سرشون طبقه اول ست نمیکنن؟!!
 
از این به بعد بچه خوبی میشم
از این به بعد هرکاری که خجالت میکشیدم که نکنمشونم رو هم ميکنم.
همم کامنتای اینجا رو باز ميکنم
همم میرم آدرس اینجا رو دوباره میزارم!
 
ولی نمیتونم بااون ارتباط برقرار کنم و کلا تو این راه قدم بردارممن به اندازه کافی رفتم جلو جدا:|
 
 
واحد بالاییمون یک بچه زیر 5-6 سال داره
که میدونیم خودش نمیتونه بفهمه که انقد سروصدا نکنه
مامان بابا که داره:|
چرا نمیفهمن که خیر سرشون طبقه اول ست نمیکنن؟!!
 
از این به بعد بچه خوبی میشم
از این به بعد هرکاری که خجالت میکشیدم که نکنمشونم رو هم ميکنم.
همم کامنتای اینجا رو باز ميکنم
همم میرم آدرس اینجا رو دوباره میزارم!
 
ولی نمیتونم بااون ارتباط برقرار کنم و کلا تو این راه قدم بردارممن به اندازه کافی رفتم جلو جدا:|
 
 
گاهی اوقات به این موضوع فکر ميکنم که چه چیزی سبب تغییر انسان ها می شود !!!چه چیزی باعث می شود ما به تغییر فکر کنیم و برای تغییر دست به عمل بزنیم ؟ بعضی اوقات این فکر نیاز به تغییر در ما ایجاد می شود . اما هیچ وقت قدمی بر نمی داریم .کتابی نمیخریم .دوره ای را ثبت نام نمی کنیم .  باید به این مسله دقت کنیم که اگر تغییر نکنیم مدام در حال تکرار اشتباهات قبلی خود هستیم . و در حقیقت در یک چرخه باطل بازنده شدن حود را قرار داده ایم . فرقی نمی کند در
گاهی اوقات به این موضوع فکر ميکنم که چه چیزی سبب تغییر انسان ها می شود !!!چه چیزی باعث می شود ما به تغییر فکر کنیم و برای تغییر دست به عمل بزنیم ؟ بعضی اوقات این فکر نیاز به تغییر در ما ایجاد می شود . اما هیچ وقت قدمی بر نمی داریم .کتابی نمیخریم .دوره ای را ثبت نام نمی کنیم .  باید به این مسله دقت کنیم که اگر تغییر نکنیم مدام در حال تکرار اشتباهات قبلی خود هستیم . و در حقیقت در یک چرخه باطل بازنده شدن حود را قرار داده ایم . فرقی نمی کند در
گاهی اوقات به این موضوع فکر ميکنم که چه چیزی سبب تغییر انسان ها می شود !!!چه چیزی باعث می شود ما به تغییر فکر کنیم و برای تغییر دست به عمل بزنیم ؟ بعضی اوقات این فکر نیاز به تغییر در ما ایجاد می شود . اما هیچ وقت قدمی بر نمی داریم .کتابی نمیخریم .دوره ای را ثبت نام نمی کنیم .  باید به این مسله دقت کنیم که اگر تغییر نکنیم مدام در حال تکرار اشتباهات قبلی خود هستیم . و در حقیقت در یک چرخه باطل بازنده شدن حود را قرار داده ایم . فرقی نمی کند در
اقامت ترکیه این روزها وقتی کلمه‌ی اقامت ترکیه را سرچ میکنید صفحات متعددی باز میشود که وارد هرکدام بشویم توضیحات مفصلی در مورد نزدیکی فرهنگی و جغرافیایی ترکیه به ایران را میتوانیم مشاهده کنیم. توضیحات کاملی که به ما کمک میکند تا درک عمیقتری از کشوری که قصد مهاجرت و زندگی در آن را داریم بدست بیاوریم. با توجه به تعدد این مطالب در سایتهای مختلف من از این مورد میگذرم . و سعی ميکنم بحثهای دیگری را باز کنم. من به عنوان مشاور در زمینه ی مهاجرت به ت
اقامت ترکیه این روزها وقتی کلمه‌ی اقامت ترکیه را سرچ میکنید صفحات متعددی باز میشود که وارد هرکدام بشویم توضیحات مفصلی در مورد نزدیکی فرهنگی و جغرافیایی ترکیه به ایران را میتوانیم مشاهده کنیم. توضیحات کاملی که به ما کمک میکند تا درک عمیقتری از کشوری که قصد مهاجرت و زندگی در آن را داریم بدست بیاوریم. با توجه به تعدد این مطالب در سایتهای مختلف من از این مورد میگذرم . و سعی ميکنم بحثهای دیگری را باز کنم. من به عنوان مشاور در زمینه ی مهاجرت به ت
نمیدونم حسم بهت چیه نمیدونم الان در چه حالی هستی فقط میخوام که فراموش بشیم همدیگه رو یادمون بره بیخیال هم بشیم و همیشه از هم دور باشیم 
غصه م گرفته ولی کتمانش ميکنم و بی محلش ميکنم که زخمام سر باز نکنن 
یه جا یه کلیپ دیدم که گفت اسم سه نفر که دوسشون داریو بگو بی اختیار اولی تو بودی در حالی که میدونم دیگه علاقه ای نیست. بی وققه دارم سعی ميکنم تو ذهنم بی محلت کنم و بی خیالت شم و کم کم فراموشم شی. صداتو یادم رفته تمام رختم یادم رفته. نیم رختو یادمه و
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
.
.
.
.
مدام به این موضوع فکر ميکنم "خب که چی؟" هرکاری که میخوام انجام بدم پس زمینه ی ذهنم مدام تکرار میکنه"خب که چی؟"
"خب که چی؟"
"خب که چی؟"
"خب که چی؟"
"خب که چی؟"
".
 
من نمیخوام اینطوری باشم؛هیچ کاری راضیم نمیکنه.
میشینم فیلم میبینم،کتاب میخونم،با دوستام حرف میزنم،درس میخونم،کارای خونه رو انجام میدم؛همه ی اینا رو تو یک
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
.
.
.
.
مدام به این موضوع فکر ميکنم "خب که چی؟" هرکاری که میخوام انجام بدم پس زمینه ی ذهنم مدام تکرار میکنه"خب که چی؟"
"خب که چی؟"
"خب که چی؟"
"خب که چی؟"
"خب که چی؟"
".
 
من نمیخوام اینطوری باشم؛هیچ کاری راضیم نمیکنه.
میشینم فیلم میبینم،کتاب میخونم،با دوستام حرف میزنم،درس میخونم،کارای خونه رو انجام میدم؛همه ی اینا رو تو یک
گاهی به مرگ فکر ميکنم، به اینکه اگه من همین فردا بمیرم چی میشه؟ قطعا هیچی ، هیچ اتفاقی نمیفته و جهان هنوز ادامه خواهد داشت.
چند روز پیش خواب دیدم که مردم. حسرت بود کلی تودلم، میگفتم چرا هنوز داستانمو ننوشتم، چرا نشدم اون آدم مهمی که دنیا رو دگرگونه ساخت:/(زهی خیال باطل:/) وقتی به مرگ فکر ميکنم قدر زندگیو بیشتر میدونم.(البته بماند که بعضی وقتها خیلی دوست دارم که بمیرم، که نباشم)
سنسی (مربی کاراته) میگه که اصلا چیزی به نام مرگ وجود نداره بلکه همه
دنبال عکسای اتلیه ای دخترک میگردم از یکسالگی به بعدشهرچی میگردم  تو پوشه ها نیستسرچ کلی ميکنم .jpgعکس سالهای قبل از سال تقریبا 91 هست سفرها عیدها عروسی هاهمه عکسی هست غیر عک خندم میگیره "عههه اینارم اورد خخخ"ازش میگذرم. دنبال عکسای دخترکمهارد رو سرچ ميکنم. بازهم "عههه اینا" رو میارهعک نیستلب تاب سرچ ميکنم بازهم "عهههه اینا" رو میارهبازهم عک نیست و پیدا نشدوسوسه میشم شانسی چندتایی از "اینا" رو باز ميکنمیه حس عجیبیه نمیتونم
این نوجوونی هم داره می‌گذره. انگار هیچ‌وقت قرار نیست برم کنسرت خواننده مورد علاقه‌م و بغلش کنم بعد شبو تا صبح خوابم نبره. 
ولی یه شب با موتورم میزنم بیرون و با سرعت زیاد میرونم. درحالی که باد لای موهام می‌پیچه، احساس ميکنم به هیچ‌جا تعلق ندارم. اون شب حسابی مست ميکنم و ال اس دی میزنم. پسر مورد علاقه‌مو میبوسم و از H نشان هالیوود بالا میرم. آخه من ارتفاع رو دوست دارم، و پرواز رو بیشتر.
و. بعدش دیگه نمیدونم قراره چه اتفاقی بیفته.
این نوجوونی هم داره می‌گذره. انگار هیچ‌وقت قرار نیست برم کنسرت خواننده مورد علاقه‌م و بغلش کنم بعد شبو تا صبح خوابم نبره. 
ولی یه شب با موتورم میزنم بیرون و با سرعت زیاد میرونم. درحالی که باد لای موهام می‌پیچه، احساس ميکنم به هیچ‌جا تعلق ندارم. اون شب حسابی مست ميکنم و ال اس دی میزنم. پسر مورد علاقه‌مو میبوسم و از H نشان هالیوود بالا میرم. آخه من ارتفاع رو دوست دارم، و پرواز رو بیشتر.
و. بعدش دیگه نمیدونم قراره چه اتفاقی بیفته.
این نوجوونی هم داره می‌گذره. انگار هیچ‌وقت قرار نیست برم کنسرت خواننده مورد علاقه‌م و بغلش کنم بعد شبو تا صبح خوابم نبره. 
ولی یه شب با موتورم میزنم بیرون و با سرعت زیاد میرونم. درحالی که باد لای موهام می‌پیچه، احساس ميکنم به هیچ‌جا تعلق ندارم. اون شب حسابی مست ميکنم و ال اس دی میزنم. پسر مورد علاقه‌مو میبوسم و از H نشان هالیوود بالا میرم. آخه من ارتفاع رو دوست دارم، و پرواز رو بیشتر.
و. بعدش دیگه نمیدونم قراره چه اتفاقی بیفته.
امروز با ترس بیدار شدم از خواب.طرفای هفت صبح.ترس از زندگی.به این فکر میکردم که کاش همه ی این اتفاقا خواب باشه.بیدار بشم ببینم 9 ، 10 سالمه و بعد اون تصادف رفتم کما و همه ی اینارو تو خواب دیدم.ولی نیست.هیچکدوم اینا خواب نیست.فکرم داغونه و مغزم خالیه.شک ميکنم همش به دوروبرم.میگن یکم بگذره عادت میکنی میشی یکی مثل بقیه و به زندگیت ادامه میدی ولی شک دارم.هی میخوام زنگ بزنم به مساوات بگم حالم خوش نیست ولی حس ميکنم کلافه ش کردم.شاید دیگه نمیخواد کمکم کن
امروز با ترس بیدار شدم از خواب.طرفای هفت صبح.ترس از زندگی.به این فکر میکردم که کاش همه ی این اتفاقا خواب باشه.بیدار بشم ببینم 9 ، 10 سالمه و بعد اون تصادف رفتم کما و همه ی اینارو تو خواب دیدم.ولی نیست.هیچکدوم اینا خواب نیست.فکرم داغونه و مغزم خالیه.شک ميکنم همش به دوروبرم.میگن یکم بگذره عادت میکنی میشی یکی مثل بقیه و به زندگیت ادامه میدی ولی شک دارم.هی میخوام زنگ بزنم به مساوات بگم حالم خوش نیست ولی حس ميکنم کلافه ش کردم.شاید دیگه نمیخواد کمکم کن
هر سال میگفتم  happy new year». 
اما امسال می‌گویم  happy new year».
هر سال، نو شدن سال برایم مهم بود و عامل خوشحالی.
اما امسال. امسال میخواهم فقط لبخند بزنم. نه به خاطر نو شدن سال، بلکه به خاطر اینکه زنده ام، نفس میکشم، حس ميکنم، عشق می‌ورزم، دوست داشته می شوم، میرقصم و برای خودم خیال پردازی ميکنم.
سال نو مبارک! 
هر سال میگفتم  happy new year». 
اما امسال می‌گویم  happy new year».
هر سال، نو شدن سال برایم مهم بود و عامل خوشحالی.
اما امسال. امسال میخواهم فقط لبخند بزنم. نه به خاطر نو شدن سال، بلکه به خاطر اینکه زنده ام، نفس میکشم، حس ميکنم، عشق می‌ورزم، دوست داشته می شوم، میرقصم و برای خودم خیال پردازی ميکنم.
سال نو مبارک! 
اگه با خودت صادق نباشی، باختی».هر روز، بارها و بارها این جمله رو توی گوش خودم تکرار ميکنم و سعی ميکنم مطمئن بشم آخرین چیزیه که قراره فراموش کنم. اینکه آدم‌ها با دیگران صادق نباشن، خیلی وقت‌ها برام موضوع سرزنش‌ برانگیزی نیست. چیز عجیبی نیست که آدم‌ها نخوان از نقاط تاریک وجودشون با دیگران حرف بزنند، وقتی توی دنیایی هستیم که اشتراکِ هرکدوم از این تاریکی‌ها میتونه به راحتی تبدیل به چماقی بشه که همه‌ی حرکت‌های بعدیت رو تحت الشعاع قرار مید
اگه با خودت صادق نباشی، باختی».هر روز، بارها و بارها این جمله رو توی گوش خودم تکرار ميکنم و سعی ميکنم مطمئن بشم آخرین چیزیه که قراره فراموش کنم. اینکه آدم‌ها با دیگران صادق نباشن، خیلی وقت‌ها برام موضوع سرزنش‌ برانگیزی نیست. چیز عجیبی نیست که آدم‌ها نخوان از نقاط تاریک وجودشون با دیگران حرف بزنند، وقتی توی دنیایی هستیم که اشتراکِ هرکدوم از این تاریکی‌ها میتونه به راحتی تبدیل به چماقی بشه که همه‌ی حرکت‌های بعدیت رو تحت الشعاع قرار مید
بهم زدیم 
اولش که بهم زدیم فک نمیکردم واقعا بهم بزنیم تا ۳-۳ ساعت صرفا ناراحت بودم.
یه هو حس که حس کردم کار تمامه دیگه خیلی بد شد با التماس و خواهش و به پا افتادن و گریه شروع شد بعد که دیدم دارم اذیتش ميکنم اون التماس و خواهش و اینام تبدیل به گریه شدن و میرسیم به الان که گوشام پره آبه
هیچ وقت فک نمکردم این قد احساساتی باشم
حالا حس ميکنم الان میتون خودمو نگه دارم یکم دیگه دوباره میرم التماس و تمنا و این سری قوی‌تر به پاش میوفتم و دوباره اذیتش میک
" بنظر میرسه که اضطراب و تنهایی برای کل زندگیم با منه. خیلی بهش فک ميکنم که چجوری باهاش کنار بیام ولی بنظر میرسه که کل زندگیم باید در موردش مطالعه کنم.احساسات در هر موقعیت و لحظه ای متفاوتن و من فک ميکنم زندگی یعنی در هر لحظه رنج کشیدن.از طریق لیریکس آهنگا، من میخوام به مردم بگم 'من مضطربم، و همینطور شما، پس بیاین با هم یه راه پیدا کنیم و اون راهو مطالعه کنیم."
–مین یونگی 
ادامه مطلب
مجردها هر کس قصد ازدواج داره، بهترین موقع الانه.نه شامی، نه ناهاری، نه تالاری، نه کارت عروسی، نه فیلمبرداری، نه بازار و خریدی، نه آرایشگاهی، خلاصه هیچی نمی‌خواد.انگار زنت قهر کرده رفته خونه‌ی باباش می‌ری میاریش .مبارکه ان شا الله . ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌
لازم دوسنستم بگم من و واسه عروسیتون دعوت نکنین اگ پسر باشین که لاپایتیونو با یه چاقوی خیلی خیلی کند تیکه تیکه ميکنم اگه دختر هم باشین شوهرتونو با همون چاقو تیکه تیکه ميکنم تا دوباره بی
بعد از اون دعوا و بحث حسابی تصمیم گرفتم کمتر خودمو درگیر این مسائل کنم و رفتم توی فاز عمق دادن به رابطمون
یک که نه چند لول بالاتر اومدم و سعی کردم احساسمو بهش برسونم
ناگفته نمونه که بعضی وقتا حس ميکنم واقعا جنبه نداره و یه چیزایی میگه که در جوابش بلند میگم بی ادب! ولی سکوت ميکنم و پی ام نمیدم
بیچاره مهدی رو تا الان خیلی زجرش دادم سر این مدل ارتباطم.
سه روزه که دستشو بازتر گذاشتم و تو این سه روز حس ميکنم توی یه شیب عجیب احساسی افتادیم. حداقل من
بعد از اون دعوا و بحث حسابی تصمیم گرفتم کمتر خودمو درگیر این مسائل کنم و رفتم توی فاز عمق دادن به رابطمون
یک که نه چند لول بالاتر اومدم و سعی کردم احساسمو بهش برسونم
ناگفته نمونه که بعضی وقتا حس ميکنم واقعا جنبه نداره و یه چیزایی میگه که در جوابش بلند میگم بی ادب! ولی سکوت ميکنم و پی ام نمیدم
بیچاره مهدی رو تا الان خیلی زجرش دادم سر این مدل ارتباطم.
سه روزه که دستشو بازتر گذاشتم و تو این سه روز حس ميکنم توی یه شیب عجیب احساسی افتادیم. حداقل من
بعد از اون دعوا و بحث حسابی تصمیم گرفتم کمتر خودمو درگیر این مسائل کنم و رفتم توی فاز عمق دادن به رابطمون
یک که نه چند لول بالاتر اومدم و سعی کردم احساسمو بهش برسونم
ناگفته نمونه که بعضی وقتا حس ميکنم واقعا جنبه نداره و یه چیزایی میگه که در جوابش بلند میگم بی ادب! ولی سکوت ميکنم و پی ام نمیدم
بیچاره مهدی رو تا الان خیلی زجرش دادم سر این مدل ارتباطم.
سه روزه که دستشو بازتر گذاشتم و تو این سه روز حس ميکنم توی یه شیب عجیب احساسی افتادیم. حداقل من
متن ترانه
♪♬♬♪نمی دونی چقدر حالم گرفته شد دنیا تو رو از من گرفت♪♬♬♪
♪♬♬♪قسمت نبود آخر بهت برسم شاید آهت گرفت♪♬♬♪
♪♬♬♪نه دارم دیوونه میشم از این روزای سختی که تو نیستی تو نیستی♪♬♬♪
♪♬♬♪نیستی دق ميکنم بگو کجایی دارم می میرم از غم جدایی♪♬♬♪
♪♬♬♪ای ماه هر شبم مثل همیشه بازم دیر اومدم عشقم کجایی♪♬♬♪
♪♬♬♪بازم تو که نمیری از یادم نمیشی واسم اون آدمی که همه زندگیمو به پاش دادم♪♬♬♪
♪♬♬♪ای دل سادم ببین همه من و با دست نشو
این یک اعتراف نامه در سن ۲۰ سالگی من است. اعتراف می کنم که خیلی خیلی وقت است خودم نبوده ام. اعتراف می کنم این دختر خوش اخلاق و شوخ و مهربان که شیرین می خندد و خیلی درست راه می رود من نیستم.اعتراف می کنم در درونم یک اژدها دارم که دلش می خواهد با یک لهیب همه را به آتش بکشد.دلش می خواهد فریاد بکشد و تمام شیشه ها را بشکاند و جیغی بزند که گوش همه را کر کند.من اعتراف می کنم که روزهاست خودم نبوده ام.من اعتراف می کنم از اینکه کسی مرا دوست نداشته باشد هراس د
آرزویم سربلندی تمام کودکانی است که به من سپرده می شوند.تلاش می کنم که بتوانم از همه ی استعدادها و توانایی های آنان نهایت استفاده را بکنم.در خم یک کوچه نمانم. به فرزندانم بال و پر بدهم. آن ها را پرواز دهم واجازه ندهم که آن ها بمانند و بمانند.

کوله بارم را پر ميکنم از توکل بر خدا چشمانم را لبریز ميکنم از امید به فردادستانم را پر ميکنم از انرژی های فراوان در انتظار صدای خنده های بچه ها می نشینم در انتظار مهردر انتظار مهربانی
پست قبلیم پیر نشده بود که حال و هوام عوض شد.
از اون ادمام که وقتی مبلغ قابل توجهی پول خرج ميکنم حالم نامیزون میشه و غصه میگیرتم.دست خودمم نیست انگاری! مثلا اگر شمام مثل من به طالع بینی معتقد نباشید،اما برید چک کنید طالع بینی زن متولد اوایل تیرماه! میتونید قشنگگگ شخصیت کوفتیه منو بیارید پیش چشم تون.عجیبه اما دقیقا چیزیه که من هستم.
یه سری اخلاقا هست که مارو از بقیه جدا میکنه اینم یکی از اوناس برای من.
حال بدیای منم دوره ایه و حالا که توجه ميکنم م
-احساس می‌کنم چند وقتیه خودمو گم کردم
-یعنی چی؟
-یعنی فراموش کردم که کیم!با خودم احساس غریبگی ميکنم!خودمو گم کردم.احساس بی وزنی ميکنم.
-مثلا فکر میکنی خود واقعیتو جا گذاشتی یه جا؟
-شاید!
-اولین باره که این فکرو میکنی؟
-نه!هر چند وقت یه بار این فکر لعنتی میاد تو سرم.آرامشمو ازم می‌گیره!غمبرک می‌زنم یه جا و حوصله هیچ کاریو ندارم!کلافه شدم دیگه!
-اتفاقا منم دستمال عینکمو زیاد گم ميکنم!
-چه ربطی داره؟
ادامه مطلب
-احساس می‌کنم چند وقتیه خودمو گم کردم
-یعنی چی؟
-یعنی فراموش کردم که کیم!با خودم احساس غریبگی ميکنم!خودمو گم کردم.احساس بی وزنی ميکنم.
-مثلا فکر میکنی خود واقعیتو جا گذاشتی یه جا؟
-شاید!
-اولین باره که این فکرو میکنی؟
-نه!هر چند وقت یه بار این فکر لعنتی میاد تو سرم.آرامشمو ازم می‌گیره!غمبرک می‌زنم یه جا و حوصله هیچ کاریو ندارم!کلافه شدم دیگه!
-اتفاقا منم دستمال عینکمو زیاد گم ميکنم!
-چه ربطی داره؟
ادامه مطلب
-احساس می‌کنم چند وقتیه خودمو گم کردم
-یعنی چی؟
-یعنی فراموش کردم که کیم!با خودم احساس غریبگی ميکنم!خودمو گم کردم.احساس بی وزنی ميکنم.
-مثلا فکر میکنی خود واقعیتو جا گذاشتی یه جا؟
-شاید!
-اولین باره که این فکرو میکنی؟
-نه!هر چند وقت یه بار این فکر لعنتی میاد تو سرم.آرامشمو ازم می‌گیره!غمبرک می‌زنم یه جا و حوصله هیچ کاریو ندارم!کلافه شدم دیگه!
-اتفاقا منم دستمال عینکمو زیاد گم ميکنم!
-چه ربطی داره؟
ادامه مطلب
قرار بود عید را ترکیه باشیم، اما امان از این کرونا که حتی همین موزه گردی تهران راهم از ما گرفت. اینکه به تعطیلات پیش رو فکر میکنی و فقط یک سیاهه از فیلم های ندیده به چشمت می آید کمی تلخ و کسل کننده است، آن هم برای من که دیگر بی حوصله شده ام و اگر ۲۰ دقیقه از فیلمی جذبم نکند قطعا محکوم به خاموشی است.
دیشب قبل از خواب، طولانی با مینا حرف زدم؛ کمی روشن شدم و از عمق وجودش باخبر. به قول مسئولین: امیدوارم نظام این پیچ را هم به سلامت رد کند. :)
چند وقتی ا
خوب انگار به قولش پایبنده، از سر شب داره میگه مامان نزنه به سرت خوابیدم بزاری بری، تو عجیبترین زنی هستی که دیدم 
اونقدر خندیدم از حرفش، بهش گفتم مگه شما چندتا زن تاحالا دیدی ناقلا، سرخ شد زد زیر خنده
گفتم نترس بهت قول دادم و تا تو به قولت پایبندی منم هستم
 
تنگه نفس امانمو بریده، حس و حال مردم سردشت، حس و حال جانبازان شیمیایی رو خوب درک ميکنم مدام سرفه هایم را خفه ميکنم بتوانند بخوابند
 
دیشب برام قرص جدید فرستادن بهمراه کلروکین مصرف کنم میگ
خوب انگار به قولش پایبنده، از سر شب داره میگه مامان نزنه به سرت خوابیدم بزاری بری، تو عجیبترین زنی هستی که دیدم 
اونقدر خندیدم از حرفش، بهش گفتم مگه شما چندتا زن تاحالا دیدی ناقلا، سرخ شد زد زیر خنده
گفتم نترس بهت قول دادم و تا تو به قولت پایبندی منم هستم
 
تنگه نفس امانمو بریده، حس و حال مردم سردشت، حس و حال جانبازان شیمیایی رو خوب درک ميکنم مدام سرفه هایم را خفه ميکنم بتوانند بخوابند
 
دیشب برام قرص جدید فرستادن بهمراه کلروکین مصرف کنم میگ
انقدرررر ذره ذره دارم بهش علاقه مند میشم ک گاهی خودم تعجب ميکنم از احساسم!
هنوز یه چیزایی درست نیست البته که من میذارم پای گارد خودم.
اون کسی نیست ک من تو نگاه اول دل بسته ش بشم
یا یه ویژگی خاص داشته باشه دلم بریزه یا بلرزه
اون جوری هست ک ذره ذره داره نفوذ میکنه تو قلبم جوری ک هرقدم حس ميکنم همه بجز اون دارن از چشمم میفتن
+ عروسکای قشنگمممم بچه های نازمممم بعد ۷ سال دوباره از انبار آوردمشون بیرون دست و روشونو تمیز کردم.لباساشونو شستم
قشنگای مام
انقدرررر ذره ذره دارم بهش علاقه مند میشم ک گاهی خودم تعجب ميکنم از احساسم!
هنوز یه چیزایی درست نیست البته که من میذارم پای گارد خودم.
اون کسی نیست ک من تو نگاه اول دل بسته ش بشم
یا یه ویژگی خاص داشته باشه دلم بریزه یا بلرزه
اون جوری هست ک ذره ذره داره نفوذ میکنه تو قلبم جوری ک هرقدم حس ميکنم همه بجز اون دارن از چشمم میفتن
+ عروسکای قشنگمممم بچه های نازمممم بعد ۷ سال دوباره از انبار آوردمشون بیرون دست و روشونو تمیز کردم.لباساشونو شستم
قشنگای مام
انقدرررر ذره ذره دارم بهش علاقه مند میشم ک گاهی خودم تعجب ميکنم از احساسم!
هنوز یه چیزایی درست نیست البته که من میذارم پای گارد خودم.
اون کسی نیست ک من تو نگاه اول دل بسته ش بشم
یا یه ویژگی خاص داشته باشه دلم بریزه یا بلرزه
اون جوری هست ک ذره ذره داره نفوذ میکنه تو قلبم جوری ک هرقدم حس ميکنم همه بجز اون دارن از چشمم میفتن
+ عروسکای قشنگمممم بچه های نازمممم بعد ۷ سال دوباره از انبار آوردمشون بیرون دست و روشونو تمیز کردم.لباساشونو شستم
قشنگای مام
به دوروبرم نگاه ميکنم خوب که توجه ميکنم میبینم که ما چقدر خوب از مواد دوروبرمون استفاده میکنیم تا ترکیب های جدید بسازیم که نیاز هامون رو برطرف کنیم. به نظرتون با همون مواد میتونیم آدم بسازیم؟ یادمه وقتی اولین بار از پدر و مادرم پرسیدم ما چجوری به دنیا اومدیم سکوت کرد بعد خندیدند، هر دوشون خندیدند بعد گفتن شما رو خدا به ما داده. ما رو خدا داده به پدر مادر هامون ولی من یادم نمیاد که انتخاب کرده باشم.!!!
به نظرتون اگر بتونم اتم های تخمک و اسپرم رو
به دوروبرم نگاه ميکنم خوب که توجه ميکنم میبینم که ما چقدر خوب از مواد دوروبرمون استفاده میکنیم تا ترکیب های جدید بسازیم که نیاز هامون رو برطرف کنیم. به نظرتون با همون مواد میتونیم آدم بسازیم؟ یادمه وقتی اولین بار از پدر و مادرم پرسیدم ما چجوری به دنیا اومدیم سکوت کرد بعد خندیدند، هر دوشون خندیدند بعد گفتن شما رو خدا به ما داده. ما رو خدا داده به پدر مادر هامون ولی من یادم نمیاد که انتخاب کرده باشم.!!!
به نظرتون اگر بتونم اتم های تخمک و اسپرم رو
به دوروبرم نگاه ميکنم خوب که توجه ميکنم میبینم که ما چقدر خوب از مواد دوروبرمون استفاده میکنیم تا ترکیب های جدید بسازیم که نیاز هامون رو برطرف کنیم. به نظرتون با همون مواد میتونیم آدم بسازیم؟ یادمه وقتی اولین بار از پدر و مادرم پرسیدم ما چجوری به دنیا اومدیم سکوت کرد بعد خندیدند، هر دوشون خندیدند بعد گفتن شما رو خدا به ما داده. ما رو خدا داده به پدر مادر هامون ولی من یادم نمیاد که انتخاب کرده باشم.!!!
به نظرتون اگر بتونم اتم های تخمک و اسپرم رو
سال نوعه :)
حال نویی دارم!
درسته دوست دارم برگردم به روزایی که تهرانم و واسه خودم دارم زندگی ميکنم!ولی.این روزا هم بد نیست!
خانواده داره کم کم تغییرات منو میپذیره!و این خیلی واسم خوشاینده!
میدونی من یهو تغییر کرده بودم و خیلیم تغییر کرده بودم!
این روزا اینجوری میگذره که بیشتر با خانوادم.کمتر با دوستام حرف میزنم.درسمو کم و بیش میخونم.و کمک ميکنم بیشتر به مامانم اینا.و این کمک کردنه حالمو خوب میکنه :)
با انقد خوردن و خوابیدن و بیرون نرفتن دار
سال نوعه :)
حال نویی دارم!
درسته دوست دارم برگردم به روزایی که تهرانم و واسه خودم دارم زندگی ميکنم!ولی.این روزا هم بد نیست!
خانواده داره کم کم تغییرات منو میپذیره!و این خیلی واسم خوشاینده!
میدونی من یهو تغییر کرده بودم و خیلیم تغییر کرده بودم!
این روزا اینجوری میگذره که بیشتر با خانوادم.کمتر با دوستام حرف میزنم.درسمو کم و بیش میخونم.و کمک ميکنم بیشتر به مامانم اینا.و این کمک کردنه حالمو خوب میکنه :)
با انقد خوردن و خوابیدن و بیرون نرفتن دار
سال نوعه :)
حال نویی دارم!
درسته دوست دارم برگردم به روزایی که تهرانم و واسه خودم دارم زندگی ميکنم!ولی.این روزا هم بد نیست!
خانواده داره کم کم تغییرات منو میپذیره!و این خیلی واسم خوشاینده!
میدونی من یهو تغییر کرده بودم و خیلیم تغییر کرده بودم!
این روزا اینجوری میگذره که بیشتر با خانوادم.کمتر با دوستام حرف میزنم.درسمو کم و بیش میخونم.و کمک ميکنم بیشتر به مامانم اینا.و این کمک کردنه حالمو خوب میکنه :)
با انقد خوردن و خوابیدن و بیرون نرفتن دار
خدا عمری به من بدهدپیر شدنت را نظاره کنمغر زدنت راموهای کم پشت سپیدت رانگاه مهربانِ از پشتِ عینکت راچالِ گم شده زیرِ چین و چروکِ صورتت رامیبینی.؟من تا کجا خودم را با تو تصور ميکنم.؟من کنارت میمانمتا ثابت کنم که با تمامِ اینها هم زیبایی. #علی_قاضی_نظام.پ.ن: همیشه #بزرگترها وقتی میگفتن الهی #پیر شی جوون امروز بیشتر حسش ميکنم ،شده دغدغه این روزهامون!پ.ن۲:ما هم #دعا میکنیم پیر شدن هم رو ببینیم. #حال_دلتون_خوب❤️ #نوروز۹۹ #بهار_دلها
امروزم یه خورده شُل گرفتم و نتونستم کارامو تموم کنم و تقریبا بیشترش نصفه و نیمه عملی شد.امروز هم زبان کم کاری کردم.صبح خیلی میخوابم و باید یه جوری از این قضیه دست بکشم.با این وجود از خودم خیلی ناراضی نیستم.
فردا از ترمودینامیک شروع می کنم و به صورت پیوسته درس هامو درو ميکنم.
یه صدای بارون خیلی قشنگی میاد و یه جوریه که آدم دلش نمیخواد تنها بخوابه.
اینجا بوشهر - ساعت ۲ نیمه شب - هوای بارونی - خواهش ميکنم در این ایام به بوشهر سفر نکنید.هوا همش باران
امروزم یه خورده شُل گرفتم و نتونستم کارامو تموم کنم و تقریبا بیشترش نصفه و نیمه عملی شد.امروز هم زبان کم کاری کردم.صبح خیلی میخوابم و باید یه جوری از این قضیه دست بکشم.با این وجود از خودم خیلی ناراضی نیستم.
فردا از ترمودینامیک شروع می کنم و به صورت پیوسته درس هامو درو ميکنم.
یه صدای بارون خیلی قشنگی میاد و یه جوریه که آدم دلش نمیخواد تنها بخوابه.
اینجا بوشهر - ساعت ۲ نیمه شب - هوای بارونی - خواهش ميکنم در این ایام به بوشهر سفر نکنید.هوا همش باران
دقیقا وقتایی که حالم بده میوفتم به جونِ چیزایی که خیلی دوسشون دارم و نابودشون ميکنم(از همون کارایی که بعدش که حالم بهتر میشه مثلِ چی پشیمون میشم)بعدا نوشت۱:امروز ۲۵ اسفنده،اصلا حواسم نبود،چرا انقدر زود گذشت.؟!بعدا نوشت۲:واقعا دکتر با خودش چی فکر کرده که میگه از طریق کلاسای مجازی Lecture و round table ارائه بدید؟اونم تو این شرایط؟!بعدا نوشت۳:هنوز خوب نشدم.همچنان گلو درد دارم.همچنان سُرفه ميکنم
دقیقا وقتایی که حالم بده میوفتم به جونِ چیزایی که خیلی دوسشون دارم و نابودشون ميکنم(از همون کارایی که بعدش که حالم بهتر میشه مثلِ چی پشیمون میشم)بعدا نوشت۱:امروز ۲۵ اسفنده،اصلا حواسم نبود،چرا انقدر زود گذشت.؟!بعدا نوشت۲:واقعا دکتر با خودش چی فکر کرده که میگه از طریق کلاسای مجازی Lecture و round table ارائه بدید؟اونم تو این شرایط؟!بعدا نوشت۳:هنوز خوب نشدم.همچنان گلو درد دارم.همچنان سُرفه ميکنم
دقیقا وقتایی که حالم بده میوفتم به جونِ چیزایی که خیلی دوسشون دارم و نابودشون ميکنم(از همون کارایی که بعدش که حالم بهتر میشه مثلِ چی پشیمون میشم)بعدا نوشت۱:امروز ۲۵ اسفنده،اصلا حواسم نبود،چرا انقدر زود گذشت.؟!بعدا نوشت۲:واقعا دکتر با خودش چی فکر کرده که میگه از طریق کلاسای مجازی Lecture و round table ارائه بدید؟اونم تو این شرایط؟!بعدا نوشت۳:هنوز خوب نشدم.همچنان گلو درد دارم.همچنان سُرفه ميکنم
وقتی آرام اون چالش رو گذاشت واقعا یه حس عجیبی امد سراغم که چرا ما باید بدون یه حرف حتی یه کلمه بذاریم بریم شاید واقعا یکی باشه این وسط برات وقت میذاشته و بعدش شاید ضربه محکمی بخوره ازت نادیده نگیرش خواهشـا !
خیلیامون مینویسیم اینقدر خواننده خاموش و روشن داریم که نگو الا ماشاالله که فقط میخوننمون ! بدون هیچ حرفی یکیش خودم هستم که بروز شده هارو میخونم و خیلیاتونم گوگل سرچ ميکنم و باز میخونم و دنبال ميکنم ولی نظر چندانی نمیذارم ! پس خواهــــشا
به خودم فکر ميکنم، به فکرها، به لحظه‌ها و حس‌ها و تجربه‌ها. به اینکه چرا چیزی نمیخواهم یا چرا گاهی میخواهم. به این نیم‌بند زیستنِ خواب‌گونه. به کیفیت خوب یا بد گذاشتن برای چیزی. به کار و حرفه‌ام، به اینکه چه فرقی دارد چه‌کاری ميکنم تا وقتی که واقعا آن را زندگی نکنم؟ زیبایی را رها کردن و دائم وزن کردن چه سود دارد؟ چه کم دارد هر تلاش حقیری اگر بخشی از یک تصمیم باشد؟ چرا چسب نمی‌شوم به‌جای آنکه در پی کوزه‌گر ماهرشدن باشم؟ چرا به این بندگی عش
به خودم فکر ميکنم، به فکرها، به لحظه‌ها و حس‌ها و تجربه‌ها. به اینکه چرا چیزی نمیخواهم یا چرا گاهی میخواهم. به این نیم‌بند زیستنِ خواب‌گونه. به کیفیت خوب یا بد گذاشتن برای چیزی. به کار و حرفه‌ام، به اینکه چه فرقی دارد چه‌کاری ميکنم تا وقتی که واقعا آن را زندگی نکنم؟ زیبایی را رها کردن و دائم وزن کردن چه سود دارد؟ چه کم دارد هر تلاش حقیری اگر بخشی از یک تصمیم باشد؟ چرا چسب نمی‌شوم به‌جای آنکه در پی کوزه‌گر ماهرشدن باشم؟ چرا به این بندگی عش
به خودم فکر ميکنم، به فکرها، به لحظه‌ها و حس‌ها و تجربه‌ها. به اینکه چرا چیزی نمیخواهم یا چرا گاهی میخواهم. به این نیم‌بند زیستنِ خواب‌گونه. به کیفیت خوب یا بد گذاشتن برای چیزی. به کار و حرفه‌ام، به اینکه چه فرقی دارد چه‌کاری ميکنم تا وقتی که واقعا آن را زندگی نکنم؟ زیبایی را رها کردن و دائم وزن کردن چه سود دارد؟ چه کم دارد هر تلاش حقیری اگر بخشی از یک تصمیم باشد؟ چرا چسب نمی‌شوم به‌جای آنکه در پی کوزه‌گر ماهرشدن باشم؟ چرا به این بندگی عش
امروز، روز بهتری داشتم: بهتر از دیروز و هفته گذشته و ماه گذشته و معتقدم این روند بهبود قراره ادامه داشته باشه.
این روزها خیلی ارام ارام کتاب میخونم. سعی ميکنم کتابهایی بخونم که ذهنم رو به چالش بکشه، آموخته هام رو به چالش بکشه. بعضی وقتا برمیگردم و کل یک فصل رو ز ابتدا میخونم که متوجه بشم نویسنده داره به چه جمع بندی میرسه.
و خیلی جالبه، این روزها که کتابهایی چالش برانگیز میخونم برای اولین بار احساس ميکنم که به آگاهیم داره اضافه میشه.
تصمیم گرفت
امروز، روز بهتری داشتم: بهتر از دیروز و هفته گذشته و ماه گذشته و معتقدم این روند بهبود قراره ادامه داشته باشه.
این روزها خیلی ارام ارام کتاب میخونم. سعی ميکنم کتابهایی بخونم که ذهنم رو به چالش بکشه، آموخته هام رو به چالش بکشه. بعضی وقتا برمیگردم و کل یک فصل رو ز ابتدا میخونم که متوجه بشم نویسنده داره به چه جمع بندی میرسه.
و خیلی جالبه، این روزها که کتابهایی چالش برانگیز میخونم برای اولین بار احساس ميکنم که به آگاهیم داره اضافه میشه.
تصمیم گرفت
اول اینکه اینجا شبیه بلاگفا نیست  و من گیج شدم. دوم اینکه دوست دارم حرف بزنم ولی فقط میتونم جملات غیر مرتبط بهم بسازم. سوم اینکه خب کی یه ساعت بعد ساختن وبلاگش چندتا پست میذاره. چهارم اینکه من خیلی خیلی مضطربم و برای همین دارم انقدر چرت میگم. خدایا. من خیلی استرس دارم. میدونی چند روز پیش نوشته بودم اضطراب بدترین حس منه. یعنی خب من میتونم ناراحت باشم و غذا بخورم، گریه کنم و درس بخونم، خجالت بکشم و حرف بزنم ولی وقتی استرس دارم فقط زیر پتو دراز میک
گزینه های روز میز زیاده هنوزم خودم نمیدونم باید کدومو انتخاب کنم و ب سمت چ چیزی برم خودمم موندم و تکلیف هیچی روشن نیستشایدم هنوز قشنگ ننشستم مث یه مرد باهاش روبرو بشم و باهاش کنار بیامهمیشه واکنش و مکانیسم دفاعیم به مشکلات همین بودهیجورایی به جلو فرار ميکنماولش یکم ناراحت میشم بعد برا یکی دو نفر تعریفش ميکنم بعد دیگه دربارش با هیچکی نمیحرفم و درگیری های درونیم شرو میشه.البته اینم بگم ک کلا اکثر تصمیم های من بعد از خواب انجام میشه این
Hi  I hope you are fine  One problem I think is everywhere is the unpleasant smell of baby stool coming out of the diaper  I think if the diaper is made for kids, it will act like an oil pump  That is, when the stool enters the diaper, a fragrant odor comes out of the diaper  That's just a basic idea.
سلامامیدوارم حالتون خوب باشهیکی از مشکلاتی که فکر ميکنم همه دارند بوی بد مدفوع کودکان است که از  پوشک خارج میشودمن فکر ميکنم اگر نوعی پوشک  ساخته شود که همانند یک پمپ روغنی عمل کندیعنی وقتی کع مدفوع وارد پوشک میشود, رایحه ای خوش بو از پوشک خارج شودو به جای اینکه از این بو
دائم دارم به رفتار اطرافیانم تو این چند روزه فکر ميکنم. درصد زیادی از دوستانم با نبود دسترسی به واتساپ و اینستاگرام، منو فراموش کردن. با اینکه تنها توی شیرازی که مرکز اعتراضات بود زندگی ميکنم، پدر و مادرم کمتر از همه نگرانم بودن. اونایی که ادعا میکردن دوستم دارن حتی یه تماس ساده ی سی ثانیه ای هم نگرفتن. حتی برادرم که تا الان چندین بار بهم گفته که من دلیل زنده بودنشم یه اسمس ساده به من نزده!
من سه روز تمام بیقرار بودم، دیوانه وار به دنبال یه
فیلم ن کوچک رو دیدم. خب از اشتباهات بزرگم بود. ساخت ۲۰۱۹ اگه اشتباه نکنم. اتفاقا نه که منو تحت تاثیر قرار نده ها چرا کلی گریه کردم. و شخصیت جو رو دوست داشتم و باهاش حال کردم. اما فقط جو. و خب کتابش یه چیز دیگه است. تا وسط های فیلم نفهمیدم که هی رفت و برگشت داره به زمان گذشته و حال :/ یه خورده هم کسل کننده بود به طوری که کلا تصمیم گرفتم بیخیالش بشم. اما خب صبر کردم. بث مرد و من چقدر غصه خوردم. و فیلم هم بالاخره تموم شد. شخصیت مادر رو کاملا شناختم به خ
فیلم ن کوچک رو دیدم. خب از اشتباهات بزرگم بود. ساخت ۲۰۱۹ اگه اشتباه نکنم. اتفاقا نه که منو تحت تاثیر قرار نده ها چرا کلی گریه کردم. و شخصیت جو رو دوست داشتم و باهاش حال کردم. اما فقط جو. و خب کتابش یه چیز دیگه است. تا وسط های فیلم نفهمیدم که هی رفت و برگشت داره به زمان گذشته و حال :/ یه خورده هم کسل کننده بود به طوری که کلا تصمیم گرفتم بیخیالش بشم. اما خب صبر کردم. بث مرد و من چقدر غصه خوردم. و فیلم هم بالاخره تموم شد. شخصیت مادر رو کاملا شناختم به خ
.
وقتی یادِ عاشقانه های کودکانه ی دوران کودکیم میوفتمعاشقانه هایی با تعاریف ساده و بدون پیچیدگی،خیالیوقتی حالِ خود را می بینم که چیزی از آن عاشقانه ها برایم نمانده و برایم خاطره است با کمی لبخندو،مهم نیست!با خود می اندیشمیعنی چندین سالِ بعد تو هم برای من اینگونه میشوی؟ یعنی می توانم در حد یه خاطره ی کوچک با لبخند هر چند سال یک بار به یاد بیاورمت؟اما سادگی آنها را ندارد. همیشه فکر ميکنم، فکر به آینده ی بی تو. فکر به اینکه هردومان می دانیم تهش
.
وقتی یادِ عاشقانه های کودکانه ی دوران کودکیم میوفتمعاشقانه هایی با تعاریف ساده و بدون پیچیدگی،خیالیوقتی حالِ خود را می بینم که چیزی از آن عاشقانه ها برایم نمانده و برایم خاطره است با کمی لبخندو،مهم نیست!با خود می اندیشمیعنی چندین سالِ بعد تو هم برای من اینگونه میشوی؟ یعنی می توانم در حد یه خاطره ی کوچک با لبخند هر چند سال یک بار به یاد بیاورمت؟اما سادگی آنها را ندارد. همیشه فکر ميکنم، فکر به آینده ی بی تو. فکر به اینکه هردومان می دانیم تهش
دنیای چنل نویسی رو اینروزا بیشتر ترجیح میدم ولی ازونجایی که خیلی مودی ام، هرازگاهی وب نویسی هم بد نیست:)) فک کنم سر جمع ٧-٨ تا وب باشه که تو بلاگفا میخونمش که اونم همشون خاموشه. ماهیشی که درست تو بازه ای که داشت جا میفتاد اسمش و رفیقاش بیشتر میشدن هی، کنار کشید و خیلیا رو از دست داد. اگه بخوام منفی نگر نباشم عوضش به جای مجازی، آدمای دنیای واقعیم رو پررنگ کردم و بیشترشون ميکنم. از یه جایی به بعد این حرف که گفتن انقدر به مجازی ها بها نده رو خوب فهم
خیلی کامل و واضح تیپ شخصیتیش رو برام توضیح داد
ده ها مثال زد
و بهم فهموند اگر قراره با این آدم باشم باید چه محدودیت هایی رو تحمل کنم
بشدت ترسیدم از اونچه که پیش بینی کرد و نگران شدم
اما چرا قدرت نه گفتن ندارم؟
چرا حتا پیش خودم دارم توجیهش ميکنم؟
من که میدونم این حرفا درسته و به اندازه کافی نشونه هاش رو دیدم!
دارم روی زندگیم ریسک ميکنم؟
یعنی علاقه ای که پیدا کردم باعث شده کور و کر بشم؟
من ک همه این چیزا رو دارم میبینم و میفهمم!
من که دقیقا میدونم
خیلی کامل و واضح تیپ شخصیتیش رو برام توضیح داد
ده ها مثال زد
و بهم فهموند اگر قراره با این آدم باشم باید چه محدودیت هایی رو تحمل کنم
بشدت ترسیدم از اونچه که پیش بینی کرد و نگران شدم
اما چرا قدرت نه گفتن ندارم؟
چرا حتا پیش خودم دارم توجیهش ميکنم؟
من که میدونم این حرفا درسته و به اندازه کافی نشونه هاش رو دیدم!
دارم روی زندگیم ریسک ميکنم؟
یعنی علاقه ای که پیدا کردم باعث شده کور و کر بشم؟
من ک همه این چیزا رو دارم میبینم و میفهمم!
من که دقیقا میدونم
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

فرهنگ سازان حضرت حجة بن الحسن(عج) نگین کویر بازار گوشی | قیمت گوشی | قیمت لپ تاپ | قیمت موبایل پانوراما طرح rasedf پیکسرچینگ سایت رسمی قلقلی خیبر صهیون تحقیقاتی ویب گاه امیررضا محمودزاده ثاقب تغذیه فود ، با ما بهترین باشید.