حالا دروغ چرا حالا شدیم دل تنگ هم

نتایج جستجو برای عبارت :

حالا دروغ چرا حالا شدیم دل تنگ هم

Yalan
دروغ
 
 Geri döndüren gördün mü geçmişi
از گذشته ی دیگران عبرت نگرفتی
 
Boşa soldurdun o nazlı gençliği
جوانی ات را سر هیچ و پوچ تباه کردی
 
Bir avuç toprak için yor kendini
به خاطر یک مشت خاک برای خودت.
 
Dünyada ölümden başkası yalan
در دنیا ، جر مرگ همه چیز دروغ است.
 
Bir avuç toprak için yor kendini
به خاطر یک مشت خاک برای خودت.
 
Dünyada ölümden başkası yalan
در دنیا ، جر مرگ همه چیز دروغ است.
 
Yalan başkası yalan
دروغ است. همه چیز دروغ است
 
Dünyada ölümden başkası yalan
در دنیا ، جر مرگ همه چیز دروغ است.
 
Zaman kendine benzetmez he
   از من پرسید تا به حال به او دروغ گفته‌م؟ دروغ گفته بودم. انکار نکردم. گفتم که دروغ گفته‌م. پیش خودش گفت که مسلما دروغ گفته‌ای. چیزی نداشتم که بگویم. آخرین دروغی را که به او گفته بودم به یاد آوردم.
   به او گفته‌بودم می‌توانیم هر وقت که خواستیم با کس دیگری بخوابیم، به هم بگوییم و اجازه بگیریم و این کار را بکنیم. اگر که این ارتباط فقط منتهی به رابطه جنسی باشد، از نظر من عیبی ندارد. از نظر او عیب داشت. از من پرسید کسی هست که بخواهم چنین کاری با
   از من پرسید تا به حال به او دروغ گفته‌م؟ دروغ گفته بودم. انکار نکردم. گفتم که دروغ گفته‌م. پیش خودش گفت که مسلما دروغ گفته‌ای. چیزی نداشتم که بگویم. آخرین دروغی را که به او گفته بودم به یاد آوردم.
   به او گفته‌بودم می‌توانیم هر وقت که خواستیم با کس دیگری بخوابیم، به هم بگوییم و اجازه بگیریم و این کار را بکنیم. اگر که این ارتباط فقط منتهی به رابطه جنسی باشد، از نظر من عیبی ندارد. از نظر او عیب داشت. از من پرسید کسی هست که بخواهم چنین کاری با
   از من پرسید تا به حال به او دروغ گفته‌م؟ دروغ گفته بودم. انکار نکردم. گفتم که دروغ گفته‌م. پیش خودش گفت که مسلما دروغ گفته‌ای. چیزی نداشتم که بگویم. آخرین دروغی را که به او گفته بودم به یاد آوردم.
   به او گفته‌بودم می‌توانیم هر وقت که خواستیم با کس دیگری بخوابیم، به هم بگوییم و اجازه بگیریم و این کار را بکنیم. اگر که این ارتباط فقط منتهی به رابطه جنسی باشد، از نظر من عیبی ندارد. از نظر او عیب داشت. از من پرسید کسی هست که بخواهم چنین کاری با
   از من پرسید تا به حال به او دروغ گفته‌م؟ دروغ گفته بودم. انکار نکردم. گفتم که دروغ گفته‌م. پیش خودش گفت که مسلما دروغ گفته‌ای. چیزی نداشتم که بگویم. آخرین دروغی را که به او گفته بودم به یاد آوردم.
   به او گفته‌بودم می‌توانیم هر وقت که خواستیم با کس دیگری بخوابیم، به هم بگوییم و اجازه بگیریم و این کار را بکنیم. اگر که این ارتباط فقط منتهی به رابطه جنسی باشد، از نظر من عیبی ندارد. از نظر او عیب داشت. از من پرسید کسی هست که بخواهم چنین کاری با
تا حالا شده است،حرف هایت با یک نفر تمامی نداشته باشد؟ تا حالا شده است نفهمی زمان با چه سرعتی گذشته؟ و تا حالا شده است با یک نفر فقط بعد از چند کلمه حرف زدن خسته شوی و دیگر دلت نخواهد به حرف زدن ادامه دهی؟ دست خود آدم نیست!بعضی ها عجیب به دل می نشینند، اصلا دل ات جذب دل اش میشود رفیق دل اش می شود ! به عقیده ی من هرگاه حرف هایت با آن یک نفر تمامی نداشت و آفتاب طلوع کرد و شما هنوز مشتاق به حرف زدن بودید شما فراموش نشدنی ترین آدم های زندگی هم هستید
سلام
سلام بر همه ی عزیزانی که احتمال میدادم تا حالا حتما آنفالو کرده باشند, اما لطف داشتند و ماندگار بودن.
البته فکر می کنم بعضی ها کلا یادشون رفته بود نادمی هم بود و گاهی می‌نوشت و حالا مدتیه نمی‌نویسه :))
چند مرتبه خواستم‌ دوباره شروع کنم به نوشتن اما نمی دونم چی شد پشیمون شدم.
اما این روزها، بعضی وقت ها، حس خفه شدگی چنان سنگین میشه که ناچارم بنویسم تا کمی راه گلوم باز بشه. حالا سعیمو‌ می‌کنم زیادم تلخ نشه! امید به خدا!
بگذریم. حال دوستا
دو چیز رو هرگزززز نمیخوام امتحان کنم
یکیش خورش اسفناج با مرغ مامانم
یکی هم کیکای بینگو
×حالا الان یاد یه ماجرا افتادم بذارید لااقل این یکیو بگم رو دلم نمونه
یه مدتیه ما با سرعت نتمون مشکل داریم ایضا با قطعی های زیادش(ینی ماهی200-300گیگ میخریم کوفتمون میشه)
بعد حالا یه مدته ما پدر این شرکت رو دراوردیم(البته که باید خدمات درست بدن هم اینکه ما مشتری چندسالشونیم هم اینکه هیچ وقت مودممون خالی نبوده!!![این تیکه رو برعکس بخون])
حالا یکی از راهکاراشون خ
دو چیز رو هرگزززز نمیخوام امتحان کنم
یکیش خورش اسفناج با مرغ مامانم
یکی هم کیکای بینگو
×حالا الان یاد یه ماجرا افتادم بذارید لااقل این یکیو بگم رو دلم نمونه
یه مدتیه ما با سرعت نتمون مشکل داریم ایضا با قطعی های زیادش(ینی ماهی200-300گیگ میخریم کوفتمون میشه)
بعد حالا یه مدته ما پدر این شرکت رو دراوردیم(البته که باید خدمات درست بدن هم اینکه ما مشتری چندسالشونیم هم اینکه هیچ وقت مودممون خالی نبوده!!![این تیکه رو برعکس بخون])
حالا یکی از راهکاراشون خ
دو چیز رو هرگزززز نمیخوام امتحان کنم
یکیش خورش اسفناج با مرغ مامانم
یکی هم کیکای بینگو
×حالا الان یاد یه ماجرا افتادم بذارید لااقل این یکیو بگم رو دلم نمونه
یه مدتیه ما با سرعت نتمون مشکل داریم ایضا با قطعی های زیادش(ینی ماهی200-300گیگ میخریم کوفتمون میشه)
بعد حالا یه مدته ما پدر این شرکت رو دراوردیم(البته که باید خدمات درست بدن هم اینکه ما مشتری چندسالشونیم هم اینکه هیچ وقت مودممون خالی نبوده!!![این تیکه رو برعکس بخون])
حالا یکی از راهکاراشون خ
دو چیز رو هرگزززز نمیخوام امتحان کنم
یکیش خورش اسفناج با مرغ مامانم
یکی هم کیکای بینگو
×حالا الان یاد یه ماجرا افتادم بذارید لااقل این یکیو بگم رو دلم نمونه
یه مدتیه ما با سرعت نتمون مشکل داریم ایضا با قطعی های زیادش(ینی ماهی200-300گیگ میخریم کوفتمون میشه)
بعد حالا یه مدته ما پدر این شرکت رو دراوردیم(البته که باید خدمات درست بدن هم اینکه ما مشتری چندسالشونیم هم اینکه هیچ وقت مودممون خالی نبوده!!![این تیکه رو برعکس بخون])
حالا یکی از راهکاراشون خ
دو چیز رو هرگزززز نمیخوام امتحان کنم
یکیش خورش اسفناج با مرغ مامانم
یکی هم کیکای بینگو
×حالا الان یاد یه ماجرا افتادم بذارید لااقل این یکیو بگم رو دلم نمونه
یه مدتیه ما با سرعت نتمون مشکل داریم ایضا با قطعی های زیادش(ینی ماهی200-300گیگ میخریم کوفتمون میشه)
بعد حالا یه مدته ما پدر این شرکت رو دراوردیم(البته که باید خدمات درست بدن هم اینکه ما مشتری چندسالشونیم هم اینکه هیچ وقت مودممون خالی نبوده!!![این تیکه رو برعکس بخون])
حالا یکی از راهکاراشون خ
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شديم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

دانلود فیلم | سریال ایرانی | دانلود آهنگ دیجیتال کده یه آدم معمولی با یه ذهن شلوغ ُسوداد؟ سردرگمم اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب کبری سلام الله علیها پايگاه اطلاع رساني باشگاه کشاورزان جوان روستاي سنو تجربیات گوناگون سنگُ شیشه ketabkhoob